کلیفورد پیکاور(Clifford Pickover) متخصص کامپیوتر و وابسته به مرکز تحقیقات IBM T. J. Watson Research Center می‌باشد و صاحب چندین کتاب معروف از جمله «جهان های موازی» است.
– – – – – – – – – – –

به باور من آگاهی، شعور، فکر، احساس و حافظه همگی نتیجه نحوه خاص قرار گرفتن (چیدمان) نرون های مغز است و بس و بنابراین باید بتوان ماشینی ساخت که ذهنی به پیچیدگی ذهن ما داشته باشد. لایبنیتس (Leibniz)، ریاضیدان و فیلسوف آلمانی، نیز چنین ماشینی را ممکن می‌دانست و معتقد بود صرفنظر از اندازه بسیار بزرگی که خواهد داشت، درونش چیزی منهای اجزائی مکانیکی که مدام در حال اندرکنش با همدیگر هستند وجود نخواهد داشت که بشود «تجسم» و «تفکر» را به آن منتسب نمود.

طبیعی است که هر ماشینی از مواد خاصی ساخته می‌شود و ماشینی هم که مانند مغز انسان دارای ذهن و احساس باشد از موادی ساخته خواهد شد که کاملاً متفاوت از مواد سازنده نرون های مغز است. این بدان معنی است که ماده‌ سازنده مغز نقشی در آگاهی و تفکر ندارد و این تنها ساختار مغز (چیدمان و رابطه بین نرون ها) است که آگاهی و فکر را تولید می کند. حال اگر روزی مغزی بسازیم که چیدمان اجزای آن کپی چیدمان نرون های مغز فرد خاصی (مثلاً آقا یا خانم الف) باشد، این مغز مصنوعی فکر خواهد که آن فرد (آقا یا خانم الف) هست. با این حساب و نظر به چنین برخورد کاملاً مادی با مغز، سئوالی که مطرح می‌شود این است که چه بر سر اعتقاداتی مانند زندگی بعد از مرگ، ارتباط با موجودات جهان های موازی، یا حتی موجودیت «خدا» می‌آید؟ جواب: در این مورد نیز نباید مشکلی باشد چون برای این مغز که کپی مغز آقا یا خانم الف هست چنین اعتقاداتی معنی خواهند داشت و ذهن این مغز که می‌تواند فکر کند، رؤیا نیز خواهد داشت، دنبال رستگاری خواهد رفت و حتی عبادت هم خواهد کرد.

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک در  
اطلاع از